تصمیم آمریکا انگلیس دانشگاه دانشگاه

تصمیم: آمریکا انگلیس دانشگاه دانشگاه حسن روحانی رییس جمهور ایران در گذشته انتخابات ریاست جمهوری

گت بلاگز اخبار حوادث همسرم به مسافرت عید نیامد او را کشتم! / قاتل

یک ساعت بعد از تحویل سال چمدان‌های مسافرت را آماده کردم و به منزل مادر زنم رفتم و از او خواستم جهت صبح روز بعد آماده مسافرت باشد، ولی همسرم زیر قولش زد و گفت: ب

قاتل: همسرم به مسافرت عید نیامد او را کشتم!

عبارات مهم : زندگی

یک ساعت بعد از تحویل سال چمدان های مسافرت را آماده کردم و به منزل مادر زنم رفتم و از او خواستم جهت صبح روز بعد آماده مسافرت باشد، ولی همسرم زیر قولش زد و گفت: با من به مسافرت نمی آید و قصد جدایی دارد.

مردی که متهم است لحظه سال تحویل همسرش را برابر چشمان پسر خردسالش به قتل رسانده اتفاق را شرح داد

روزنامه جوان نوشت: ساعت ۲۰ شامگاه سه شنبه یک ساعت بعد از تحویل سال تازه قاضی مدیر روستا، بازپرس خاص قتل دادسرای امور جنایی پایتخت کشور عزیزمان ایران با تماس تلفنی مأموران کلانتری ۱۰۶ نامجو از قتل زن جوانی و زخمی شدن زن سالخورده ای با خبر و همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل شد.

همسرم به مسافرت عید نیامد او را کشتم! / قاتل

تیم جنایی در محل اتفاق که آپارتمان مسکونی در حوالی خیابان سلمان فارسی با جسد زن ۳۹ ساله ای به نام سعیده روبه رو شدند که با ضربات چاقو به گردن و شکم به قتل رسیده بود. نخستین بررسی ها نشان داد لحظاتی قبل مرد ۴۴ ساله ای به نام ایمان به منزل مادر زنش آمده و در درگیری همسر جوانش را به قتل رسانده و مادر زن سالخورده اش را با ضربات چاقو به شدت زخمی کرده و از محل گریخته هست. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی مأموران جست وجو جهت قاتل فراری را شروع کردند تا اینکه دریافتند متهم ساعت ۵ صبح روز بعد خودش را به کلانتری معرفی کرده است.

صبح دیروز متهم جهت بازجویی به دادسرای امور جنایی پایتخت کشور عزیزمان ایران انتقال یافته شد. متهم برابر قاضی مدیر دِه به قتل همسر و زخمی کردن مادر زنش اعتراف کرد.

یک ساعت بعد از تحویل سال چمدان‌های مسافرت را آماده کردم و به منزل مادر زنم رفتم و از او خواستم جهت صبح روز بعد آماده مسافرت باشد، ولی همسرم زیر قولش زد و گفت: ب

قاتل در توضیح ماجرا گفت: حدود ۲۰ سال قبل با همسرم ازدواج کردم. حاصل زندگی یکسان ما دو پسر ۱۹ و شش ساله و یک دختر ۱۶ ساله هست. من کارگر فصلی بودم و هر لحظه مدتی بدون کار بودم و در آمد زیادی هم نداشتم، ولی ابتدا زندگی خوبی داشتیم تا اینکه از پنج سال قبل به خاطر بیکاری با همسرم اختلاف پیدا کردم.

او هر لحظه بهانه می گرفت که درآمد من کم است و شغل مناسبی ندارم. هر روز که می گذشت اختلافات ما زیاد می شد تا اینکه سال قبل اختلافات ما به اوج خود رسید به طوریکه همسرم به دادگاه شکایت کرد و درخواست طلاق داد. قاضی دادگاه میانجیگری کرد و ما را آشتی داد و دوباره زندگی ما آرامش گرفت، ولی این آرامش زیاد دوام نیاورد و درگیری های ما دوباره شروع شد تا اینکه خردادسال قبل همسرم از منزل قهر کرد و همراه سه فرزندم به منزل مادرش که دو کوچه بالاتر از منزل ما بود نقل مکان کرد.

خیلی تلاش کردم او و فرزند هایم را به منزل برگردانم، ولی موفق نشدم و همسرم مهریه اش را به اجرا گذاشت و در دادگاه درخواست نفقه داد. من هر ماه ۷۰۰ هزار تومان به عنوان نفقه او و فرزندانم به کارتش واریز می کردم تا اینکه مدتی قبل خودروی پیکانی خریدم و با آن شروع به مسافرکشی کردم و از همسرم خواستم به منزل برگردد. در نهایت با اصرار من قبول کرد سال تازه به منزل برگردد. وی ادامه داد: قرار شد عید ابتدا چند روزی به مسافرت برویم و بعد هم به خوبی و خوشی به منزل مان برگردیم.

همسرم به مسافرت عید نیامد او را کشتم! / قاتل

خیلی خوشحال بودم از اینکه همسرم راضی شده است بود و به همین علت چند روز قبل از سال نو جهت او و فرزندانم لباس خریدم و خودروام را جهت مسافرت آماده کردم. یک ساعت بعد از تحویل سال چمدان های مسافرت را آماده کردم و به منزل مادر زنم رفتم و از او خواستم جهت صبح روز بعد آماده مسافرت باشد، ولی همسرم زیر قولش زد و گفت: با من به مسافرت نمی آید و قصد جدایی دارد.

خیلی عصبانی شدم و به منزل ام رفتم و چاقویی از آشپزخانه برداشتم و به منزل مادر زنم برگشتم. دوباره از او خواهش کردم، ولی قبول نکرد با من آشتی کند و به مسافرت بیاید که او را گرفتم و به طرف پذیرایی هل دادم و جهت اینکه بترسانمش چاقویی به شکمش زدم که فریادش به آسمان بلند شد و مادر زنم وارد درگیری شد و ناخودآگاه چاقویی هم به او اصابت کرد. قاتل در ادامه گفت: هنگامی که او را به پذیرایی بردم پسر شش ساله ام با گریه از من خواست مادرش را رها کنم، ولی من دوباره قصد ترساندش را داشتم و تصمیم گرفتم ضربه ای دیگر به پهلویش بزنم که همسرم به دیوار تکیه داد و نشست و چاقو به گردنش اصابت کرد و او را نقش بر زمین کرد. بعد از این از منزل فرار کردم و چاقو را به منزل مخروبه ای کنار منزل مادر زنم انداختم. تا صبح در خیابان ها پرسه زدم و در حالی که به شدت پشیمان شده است بودم صبح روز بعد خودم را به کلانتری معرفی کردم. متهم بعد از تحقیقات به دستور قاضی مدیر دِه راهی زندان شد.

یک ساعت بعد از تحویل سال چمدان‌های مسافرت را آماده کردم و به منزل مادر زنم رفتم و از او خواستم جهت صبح روز بعد آماده مسافرت باشد، ولی همسرم زیر قولش زد و گفت: ب

واژه های کلیدی: زندگی | دادگاه | مسافرت | لحظه سال تحویل | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs